عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
690
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
چيزى كه خود آن را مى آورد براستى كه اين كس كودن تر و بيخردتر است . 1206 من اقتصر على الكفاف تعجّل الرّاحة و تبوّء حضض الدّعة : هر كه بر آنچه ( از روزى ) كه مى رسد اكتفا كند بسوى راحتى بشتابد و فرود آمدن آسايش را نزد خود درست كند . 1207 من احبّ رفعة الدّنيا و الاخرة فليمقت فى الدّنيا الرّفعة : هر كه دوستدار سر بلندى دنيا و آخرت است البتهّ بايد جاه و رتبهء دنيا را دشمن دارد . 1208 من تذلّل الأبناء الدّنيا تعرّى من لباس التّقوى : هر كه براى فرزندان دنيا ( و ثروتمندان ) كوچكى و فروتنى كند از جامه پرهيزكارى برهنه گردد . 1209 من قصّر نظره على أبناء الدّنيا عمى عن سبيل الهدى : هر كه فقط ديدارش را بر فرزندان دنيا مقصور و منحصر نمايد از ديدن راه هدايت كور گردد . 1210 من لم ينزهّ نفسه عن دنائة المطامع فقد اذلّ نفسه و هو فى الأخرة اذلّ و اخزى : هر كه نفس خويش را از زشتى طمع پاك نسازد البتهّ نفس خويش را خوار ساخته است در صورتى كه او در آخرت رسواتر و خوارتر است . 1211 من عمّر قلبه بدوام الفكر حسنت افعاله فى السّرّ و الجهر : هر كه دلش را بفكر هميشگى ( در آثار صنع الهى ) آباد دارد در پيدا و نهان كردارش نيكو گردد . 1212 من جهل قدره جهل كلّ قدر : هر كه بجاه و رتبهء خويش نادان باشد بهر جاه و رتبهء نادان است . 1213 من ضيّع امره ضيّع كلّ امر : هر كه كار خويش را تباه سازد هر كارى را تباه خواهد ساخت . 1214 من نسى اللّه سبحانه انساه اللّه نفسه و اعمى قلبه : هر كه خداوند سبحان را فراموش كند خداوند نيز خودش را از ياد او ببرد و دلش را كور گرداند . 1215 من ذكر اللّه سبحانه احى اللّه قلبه و نوّر عقله : هر كه به ياد خداوند سبحان باشد خدا هم دلش را زنده دارد و عقل و خردش را نورانى و روشن فرمايد . 1216 من اعظمك عند اكثارك استقلّك